ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)
غلامحسین جواهرى «وجدى»، از شعراى خوب دوران اولیه فعالیت دستگاه رادیو بوده است، آثارى بدیع و دل‏انگیز از وى به‏جاى مانده و نیز گاه‏گاه ترانه‏هایى بر روى آهنگهاى رادیو گذارده كه چند نمونه آن در این مجموعه به چاپ رسیده است. جواهرى وجدى، در سال 1303 خورشیدى دیده به جهان باز كرد و از سال 1318 همكارى خود را با آهنگسازان رادیو شروع و ادامه داد، از نكات برجسته و قابل ذكر درباره این شاعر و ترانه‏سرا بدیهه‏گویى وى مى‏باشد. اشعار طنز و انتقادى او كه از ملاحت و شیرینى بیان خاصى برخوردار است، به زودى زبان زد خاص و عام شد و نقش ایشان را در این سبك از شاعرى مشخص مى‏كند. نمونه‏هاى زیادى از این بابت وجود دارد كه جاى بحث آن در این مختصر نیست، مشغله دیگر، ترانه‏سازى‏هاى او است، ترانه‏هایى كه قبلا آهنگ آن‏ها آماده بود، یا بعضى از آهنگسازان مثل شادروان: مهدى خالدى، نصراللَّه زرین‏پنجه و هنرمندان بزرگ و خوبى چون: اسداللَّه ملك، فرهنگ شریف، انوشیروان روحانى و جواد لشگرى بر روى آن‏ها آهنگ گذارده‏اند كه در زمان خود تا حدى موفق بوده‏اند. درباره شعر و ترانه‏سرایى جواهرى وجدى، شاعر باذوق و خوش قریحه سعید نیاز كرمانى مى‏گوید: «غزل سنتى امروز كه با درونمایه‏اى نو عرضه مى‏شود بهترین دلیل این امر است كه قالب هرگز نمى‏تواند دست و پاگیر شاعر توانمند باشد. بر عكس شاعر است كه توسن سركش وزن و قافیه و ردیف را زیر ران مى‏كشد و دلیل دیگر، وجود غزل‏پردازان بسیار خوبى است كه در حال حاضر داریم. البته كار آن گروه متشاعر كه هنوز در قرن سنایى و عطار زندگى مى‏كنند. و در هر زمان از این گونه افراد داشته‏ایم از این امر سواست، ولى آن كس كه اندك ذوقى داشته باشد با خواندن غزل امروز ایران درمى‏یابد كه سخن از لون دیگرى است و جز قالب (به جز اشعار اخیر سیمین بهبهانى كه تلاش مى‏كند اوزان جدیدى را بر غزل تحمیل كند) درونمایه آن به كلى با گذشته متفاوت است. به خصوص غزل ایران بعد از 1357 یكى از پربارترین ادوار تاریخى خود را مى‏گذراند- و باش تا صبح دولتش بدمد. غرض از این مقدمه، معرفى شعر دوست عزیزم جواهرى «وجدى» بود و درازى سخن از آن جهت لازم مى‏نمود كه امكان بحث پیرامون شعر «وجدى» فراهم آید. چه این هم شاخه‏اى است از این درخت تناور كه تا شناخت كاملى از اصل و ریشه نداشته باشیم و از آنچه بر آن گذشته است- نمى‏توانیم به چند و چون این شاخه نسبتاً سرسبز و پربار بپردازیم. «وجدى» از جمله كسانى است كه آبشخور شعرش را باید در برخورد با اجتماع جستجو كرد. البته صحبت روى دفتر شعرى است كه در پیش روى شما قرار دارد و مى‏توان گفت كه این یك روى سكه است و روى دیگر آن- كه وجدى را باید از همان روى شناخت- طنز در شعر «وجدى» است. او شاعرى است فطرتا طنزگوى، ولى فعلا از چاپ اشعار طنزآمیز خویش صرفنظر كرده و آن را به فرصتى دیگر واگذار كرده است. روندگان طریقت به نیم جو نخرند قباى اطلس آنكس كه از هنر عاریست. «باده از ما مست شد...» گر به چشمت آن مه نامهربان زیبا نبود بود او زیبا ولى عشق تو پا برجا نبود آن لب شیرین پر از شوق تمنا بود لیك آرزوهاى تو شورانگیز و بى‏پروا نبود نرگس مردم فریبش بود لبریز از هوس لیك در تو آن همه سرمستى و غوغا نبود چون نسیم صبحدم بگذشت او دامن‏كشان گلشن شوق تو را حال شكفتن‏ها نبود آرى آرى باده از ما مست شد نى ما از او چونكه عشق و شور و مستى در مى و میشا نبود این جواب آن غزل «وجدى» كه ورزى گفته است «آمد اما در نگاهش آن نوازش‏ها نبود» «تسلیم» ما هستى عشقیم و فنا را نشناسیم خو كرده به دردیم و دوا را نشناسیم عمر ابدى یافته‏ایم از مدد عشق خضریم ولى آب بقا را نشناسیم هركس بدرى جبهه‏ى تسلیم نهادست ما جز در تسلیم و رضا را نشناسیم بى‏پرده فتادیم در آغوش تو اى گل چون شبنم پاكیم و حیا را نشناسیم «وجدى» بگذر از خود و از دعوى باطل تا هیچكس غیر خدا را نشناسیم
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / شعر